الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

206

الغدير ( فارسي )

او بوده است - فراموش كرده يا چشم از آن پوشيده كه در برابر اجتماع اصحاب ، بانگ برداشته كه « نعثل را بكشيد ! خدا او را بكشد ! » ؟ و ديگر روز به مروان گفته : « به خدا دلم مىخواهد تو و اين رفيقت كه خيلى به وضع و سرنوشتش علاقمندى به پاى هر كدامتان سنگ آسيائى مىبود و هر دو در دريا مىبوديد ! » و گفته : « به خدا دلم مىخواهد او ( يعنى عثمان ) در يكى از همين جوالهايم مىبود و من مىتوانستم برش دارم تا او را به دريا بيندازم » ؟ و به ابن عباس گفته : « خدا به تو عقل و فهم و قدرت بيان داده است ، مبادا مردم ( محاصره كننده ) را از دور اين ديكتاتور پراكنده سازى » و روزى جامهء پيامبر ( ص ) را افراشته و گفته : « اين جامهء پيامبر خدا ( ص ) است كه نفرسوده و عثمان سنتش را فرسوده و از بين برده است » و چون خبر كشته شدن عثمان به او رسيده گفته : « خدا او را از بين ببرد ، آن ( كشته شدن ) به خاطر كارهائى بود كه كرد و خدا به بندگانش ستم روا نمىدارد » و گفته : « بميرد نعثل و نابود شود ! » ( 1 ) ؟ آيا آدم با وجدان و پاك ضمير تصديق مىكند عائشه كه نسبت به عثمان چنان مواضعى گرفته و آن رفتار سهمگين و تند و خشمالود را داشته آن سخن را از پيامبر اكرم ( ص ) شنيده و تصديق نموده و روايت كرده باشد و در عين حال « نعثل » را همنشين پيامبر خدا ( ص ) در بهشت دانسته باشد ؟ ! « به خدا پناه ببر از اين كه در زمرهء جاعلان در آئى » ( 2 ) ! 38 - محمد بن آدم مىگويد : « در مكه اسقفى ( 3 ) را ديدم كه به گرد كعبه طواف مىكرد . از او پرسيدم : چه سبب گشت تا از دين اجدادىات به در شدى ؟ گفت : به بهتر از آن درآمدم . پرسيدم : چگونه بود آن ماجرا ؟ گفت : به سفر دريا شدم . چون به ميانه رسيديم كشتى بشكست ، و امواج همچنان مرا مىراند تا به يكى از جزيره‌ها افكند كه در آن درختان بسيار بود و ميوه اى شيرينتر از

--> ( 1 ) - رك : غدير 9 . ( 2 ) - قطعه اى از آيهء شريفه . ( 3 ) - اسقف كلمه اى يونانى است و بر مرتبه اى از مناصب روحانى نصرانى اطلاق مىشود بالاتر از كشيش و پائينتر از مطران . جمعش اساقفه است .